نگاهی کوتاه به سوریه (کوبانی) و ایران همان منطق سرکوب، همان دشمن طبقاتی با لباس‌های متفاوت – ناصر پاریس

نگاهی کوتاه به سوریه کوبانی و ایران همان منطق سرکوب، همان دشمن طبقاتی با لباس های متفاوت ناصر پاریس

آنچه امروز در ایران و کوبانی می‌گذرد، ادامه‌ی یک منطق واحد جنایت است؛ منطقی که در هر جغرافیا با چهره‌ای متفاوت، اما با محتوایی یکسان، بازتولید می‌شود. نزدیک به بیست روز است که ایران عملاً در وضعیت سانسور کامل اطلاعاتی قرار دارد. قطع اینترنت، کنترل رسانه‌ها و تهدید فعالان، تصویری تاریک اما آشنا از یک سرکوب سازمان‌یافته را پیش چشم می‌گذارد.

آمار دقیقی در دست نیست، اما شواهد میدانی، شهادت‌ها و گزارش‌های پراکنده حاکی از قتل‌عامی گسترده است: هزاران نفر کشته، هزاران زخمی و شمار نامعلومی بازداشت و ناپدید شده یا تحت شکنجه قرار گرفته‌اند. تنها در یک بیمارستان در تهران، بیش از هزار زخمی ثبت شده است؛ اگر این رقم را به مقیاس سراسری ایران تعمیم دهیم، با ابعاد فاجعه‌ای روبه‌رو می‌شویم که آگاهانه پنهان می‌شود.

این کشتار نه استثناست و نه نتیجه‌ی یک «بحران مقطعی». با ساختار سرکوب‌گر یک دولت دینی–فاشیستی روبه‌رو هستیم که بقای خود را در نابودی فیزیکی و روانی نیروهای آزادی‌خواه، کارگران، زنان، معلمان و جوانان می‌بیند. همان‌گونه که داعش به نام دین سر می‌برید، جمهوری اسلامی نیز به نام دین و مذهب، آزادی‌خواهان را به گلوله می‌بندد. تفاوت در شکل است، نه در محتوا.

پیوند سرنوشت‌ها: کوبانی، تهران، سنندج

این مبارزات جدا از هم نیستند. دشمن واحد است: نظمی که برای حفظ مناسبات نابرابر تولید و برای بقای سرمایه و قدرت سیاسی، از مذهب، ملی‌گرایی افراطی، سرکوب عریان و ترور سازمان‌یافته استفاده می‌کند. همان نظمی که در سوریه نیروهای ارتجاعی و نیابتی را بازتولید و مسلح می‌کند، در ایران مستقیماً مردم خود را قتل‌عام می‌کند.

در کردستان عراق، بیش از صد هزار نفر به خیابان‌ها آمده‌اند و این فشار بر دولت‌های کردی (بارزانی و طالبانی) باعث می‌شود کمتر مماشات کنند و فشارهای داخلی و منطقه‌ای افزایش یابد. متأسفانه در کردستان ایران، به دلیل حکومت نظامی و سرکوب شدید، جنب‌وجوشی گسترده در خیابان‌ها شکل نگرفته است؛ اما طبق گزارش‌ها، شمار زیادی از فعالان و مردم راهی کوبانی شده‌اند تا از مقاومت مردم آنجا حمایت کنند. این پیوند عملی میان مبارزات در کوبانی و ایران، نشان‌دهنده‌ی همبستگی واقعی علیه ارتجاع و سرکوب است.

سکوت جهانی؛ بخشی از مدیریت بحران

سکوت جهانی در برابر قتل‌عام مردم ایران، همان سکوتی است که امروز بار دیگر در برابر تهدید کوبانی در حال شکل‌گیری است. این سکوت تصادفی یا ناشی از بی‌اطلاعی نیست؛ بلکه بخشی از مدیریت بحران توسط قدرت‌های جهانی است. تا زمانی که کشتار، نظم مسلط منطقه‌ای و جهانی را به خطر نیندازد، «مسئله‌ای داخلی» تلقی می‌شود. جان انسان‌ها قربانی ثباتی می‌شود که تنها برای صاحبان قدرت و سرمایه معنا دارد.

مسئولیت تاریخی چپ و نیروهای دموکرات

در چنین شرایطی، چپ ایران، نیروهای کرد و تمام آزادی‌خواهان جهان، مسئولیتی فراتر از همدردی دارند. نمی‌توان علیه فاشیسم اسلامی در ایران بود و نسبت به حمله به روژاوا بی‌تفاوت ماند؛ همان‌گونه که نمی‌توان از کوبانی دفاع کرد و چشم بر قتل‌عام مردم ایران بست. این دو جبهه، دو روی یک مبارزه‌اند.

اگر چپ نتواند این پیوند را توضیح دهد، اگر نتواند نشان دهد که سرکوب در تهران، سنندج، مشهد، کرمانشاه و کوبانی از یک منطق واحد تغذیه می‌شود، بار دیگر به حاشیه رانده خواهد شد. دفاع از کوبانی و افشای جنایات جمهوری اسلامی در ایران، نه رقابت بر سر «اولویت»، بلکه ساختن یک جبهه‌ی مشترک ضدارتجاعی است.

در خاتمه امروز، در منطقه‌ای که خون به ابزار سیاست بدل شده است، کوبانی و ایران آینه‌ی یکدیگرند. اگر کوبانی سقوط کند، پیام آن به خیابان‌های ایران روشن است و اگر صدای مردم ایران خفه شود، مقاومت در روژاوا نیز منزوی‌تر خواهد شد. من این‌طور نگاه می‌کنم.

این منطق سرکوب، فراتر از خاورمیانه است. دیروز در یک شهر در آمریکا، یک پرستار به دست پلیس کشته شد و مردم در اکثر شهرهای آمریکا به خیابان‌ها ریختند و اعتراض کردند. این نشان می‌دهد که مقاومت علیه ظلم و سرکوب، جهانی است و پیوند میان مردم و جنبش‌ها فراتر از مرزها عمل می‌کند.

زنده باد کوبانی زنده باد مقاومت زنان و مردان ایران زنده باد همبستگی جهانی

ناصر – پاریس ۲۴ ژانویه