نقش و جایگاه جنبش دادخواهی در اعتراضات جاری- فایق رسولی

1000056177

بعد از شکست انقلاب ۵۷ و روی کار آمدن جمهوری اسلامی، آنچه بیشتر از هر چیز این حاکمیت را بیش از چهار دهه سرپا نگه‌داشته، سرکوب سازمان‌یافته و اعمال خشونت بر همه آحاد جامعه است. از همان هنگام نیز همزمان با مقاومت‌های صورت‌گرفته، افراد و نهادهایی به مطالبه کشف حقیقت و اجرای عدالت برخاسته‌اند که تا به امروز ادامه داشته و خصوصاً بعد از خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی به یکی از جنبش‌های ریشه‌دار و مؤثر در معادلات جامعه بدل گشته است. خواست و مطالبه این جنبش چیزی جز برقراری دادگاه‌های صالحه و برقراری عدالت نیست. خواستی که حاکمیت موجود با توجه به ماهیت سرکوبگرانه و نامسئولانه‌اش از پرداختن به آن نه‌تنها سر باز زده، بلکه در برابرش یک گارد تهاجمی نیز گرفته و بارها افراد، خانواده‌ها و اکتیویست‌های جنبش دادخواهی مورد خشونت قرار گرفته‌اند؛ جنبشی که خود بر پایه عدم خشونت و قطع این چرخه استوار است!

اعتراضاتی که امروز در جریان است یک اتفاق تازه نیست، بلکه ادامه انقلاب ۵۷ و مقابله با ضدانقلاب جمهوری اسلامی بوده که خصوصاً بعد از اعتراضات ۱۳۹۶ وارد فاز تازه‌ای شده و با خیزش زن، زندگی، آزادی به یک نقطه عطف تاریخی رسید. همچنان‌که از ابتدای مصادره انقلاب توسط جمهوری اسلامی، فعالین و خانواده‌های دادخواه پا‌به‌پای مبارزات سایر جنبش‌ها آمده و بسیار هزینه داده‌اند، امروز نیز بخش مهمی از این پروسه هستند. دادخواهان در کنار تحمل فقر، گرانی، تبعیض سیستماتیک ملی، جنسیتی و مذهبی، داغ عمیق‌تری نیز بر دل دارند، و آن داغ از دست دادن، ناپدید شدن قهری، شکنجه، زندان، تهدید و ارعاب عزیزانشان و حتی خودشان است.

طی سال‌های اخیر جامعه دادخواهی در بسیاری از اعتراضات سیاسی و حرکت‌های مدنی و اجتماعی، از پیشاهنگان و رهبران بوده است. فراخوان‌هایی که به مناسبت‌های مختلف از سوی خانواده‌ها و فعالین عرصه دادخواهی داده شده، اکت‌هایی که خصوصاً در رابطه با مبارزه علیه اعدام صورت گرفته، حضورشان در مناسبت‌هایی مانند تشییع جنازه فعالین زیست‌محیطی و کارگری و یا مراسماتی مانند نوروز کردستان و … بیانگر پیشاهنگی آن‌ها در عرصه‌های مختلف است. نوع برخورد و تعامل جامعه و مردم و رسانه‌ها از محبوبیت و مقبولیت و به‌تبع آن جایگاه آن‌ها در جامعه می‌گوید.

جنبش دادخواهی به‌دلیل تجربه و تحمل ابعاد وسیع اجتماعی، سیاسی و روانی جنایات حاکمیت، جنبشی است که شاید بیش از بسیاری از جنبش‌های دیگر در پی تعیین تکلیف با حکومتی است که نزدیک به نیم قرن است آن را انکار و مورد فشار قرار می‌دهد و قطعاً خواست و مطالبه و خون به‌ناحق ریخته‌شده و سرنوشت عزیزانشان به‌هیچ‌وجه قابل معامله نخواهد بود و حاضر به تمکین و سازش روی حداقل‌ها نیست. برای همین است که امروز فعالین جنبش دادخواهی و خانواده جان‌باختگان و آسیب‌دیدگان می‌توانند و باید به اهمیت جایگاه و پایگاه اجتماعی خود پی برده و نقش تاریخی خود را در به‌ثمر رسیدن انقلاب جاری ایفا کنند. چرا که تغییر سیستم قضایی موجود گامی مهم در جهت کشف حقیقت و اجرای عدالت از طریق برقراری دادگاه‌های صالحه می‌باشد که از ارکان جنبش دادخواهی است. همچنین، این جنبش نه‌تنها به کشف حقیقت و اجرای عدالت نظر دارد، بلکه بخشی از تمرکزش بر «عدم تکرار» خشونت و جنایت بوده و از این نظر فقط حرکتی برای بازپس‌گیری یک حق از دست‌رفته نیست، بلکه عمیقاً سیاسی و تمرکزش بر «آینده» است. تمرکز بر آینده به‌معنای نظر بر ساختار قدرت سیاسی و دستگاه قضایی است. از این جنبه هم این جنبش و اکتیویست‌های آن بایستی بر این امر واقف باشند که «تضمین عدم تکرار» مستلزم دخالت مستقیم آن‌ها در تعیین و پی‌ریزی ساختار سیاسی است و این مسئله می‌طلبد که ایشان بایستی خود بخشی نه‌تنها از مکانیزم تغییر در وضع موجود، بلکه بخشی از «ترسیم نقشه زندگی آینده» جامعه نیز باشند.

بنابراین حضور آن‌ها همچنان‌که در تحرکات اعتراضی و مدنی به‌خصوص در سال‌های اخیر همیشه پررنگ بوده، در این تعیین تکلیف تاریخی که در خیابان‌های ایران در جریان است، ضروری می‌نماید.

خانواده‌های دادخواه و تشکل‌های دادخواهی با تشخیص موقعیت و فراز و نشیب‌های مبارزه، با دادن بیانیه‌های اعتراضی و حمایتی، فراخوان، حضور در قواره پیشقراولان جنبش خیابان و ابداع خط‌مشی‌ها و شعارهای درخور، می‌توانند صاحب این نقش تاریخی در گذار از وضع موجود و همچنین بنیان نهادن جامعه‌ای آزاد و برابر باشند.

فایق رسولی – سخنگوی تشکل دادخواهان کردستان
۴ ژانویه ۲۰۲۶