در روزهای اخیر، ایران شاهد موج جدیدی از اعتراضات و اعتصابات سراسری است که از (۸ دی ۱۴۰۴) آغاز شده و به سرعت به شهرهای مختلف کشور گسترش یافته است. این جنبشها، که عمدتاً ریشه در بحران اقتصادی عمیق، سقوط بیسابقه ریال (تا ۱۴۴ هزار تومان در برابر دلار)، تورم فزاینده و فساد گسترده رژیم دارند، از اعتصاب تجار بازار تهران شروع شده و به دانشگاهها، کارگران و اقشار مختلف جامعه کشیده شده است. گزارشها حاکی از تعطیلی گسترده بخشهای عمده اقتصاد ایران است، در حالی که نیروهای امنیتی با تیراندازی مستقیم و سرکوب خشونت آمیز به معترضان پاسخ دادهاند، که منجر به کشته شدن چندین نفر، از جمله یک مأمور امنیتی و حداقل ۵ غیرنظامی، و دستگیری دهها نفر شده است.

اعتراضات جاری که با بستن مغازه ها در بازار بزرگ تهران، خیابان لاله زار و امین حضور آغاز شد، نشاندهنده عبور جامعه از مطالبات صرفاً صنفی به سوی خواسته های بنیادین سیاسی است . اگرچه محرک اولیه، تورم افسارگسیخته و ناتوانی حکومت در مدیریت بحران اقتصادی بود، اما شعارها به سرعت رأس هرم قدرت را نشانه رفتند و معترضان در خیابانهای تهران و سایر شهرها خواستار پایان دادن به استبداد دینی شدند . تداوم این اعتراضات در روزهای متوالی و پیوستن گروههای مختلف از جمله کامیونداران و دانشجویان، نشانگر پتانسیل بالای جامعه برای تبدیل نارضایتی های انباشته به یک جنبش انقلابی تمام عیار است.
اعتراضات، که تا روز جمعه ادامه داشته، نه تنها در تهران و مراکز اقتصادی بلکه در شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، کرمانشاه، ایلام، لردگان، مارودشت و کوهدشت مشاهده شده است. معترضان با شعارهایی مانند “مرگ بر خامنهای”، آتش زدن نمادهای رژیم و تلاش برای تصرف ساختمانهای دولتی، نشان دادهاند که این جنبش فراتر از مسائل اقتصادی است و به سمت سرنگونی جمهوری اسلامی جهتگیری کرده. در کوهدشت (لرستان)، پس از درگیریهای شدید، معترضان نیروهای امنیتی را فراری دادند و ساختمانهای حکومتی را به آتش کشیدند، که منجر به کشته شدن چندین نفر شد..
کردستان به عنوان یکی از کانونهای اصلی مقاومت ، که اکثریت قربانیان و کشتهشده و دستگیرشده را تشکیل میدهند، با شعارهایی مانند رد جمهوری اسلامی، رد سلطنت پهلوی، رد سیستمهای استعماری و فاشیستی، و تأکید بر استقلال سیاسی و حاکمیت کردستان، مرزهای جنبش را گسترش دادهاند.
در سقز، معترضان بنری برافراشتند که رد رژیم اسلامی، پهلوی و دولتهای مرکزی فاشیستی را اعلام میکرد و بر استقلال کردستان تأکید داشت. این اقدامات، در حالی که نیروهای مسلح رژیم حضور سنگینی دارند، نشاندهنده شجاعت مردم کردستان است که علیرغم سرکوبهای تاریخی، به مبارزه ادامه میدهند.
جربه روزهای اخیر نشان داده است که اعتصابات پراکنده، هرچند موثر، برای در هم شکستن ساختار قدرت کافی نیستند. فراخوانهای متعددی از سوی فعالان دانشجویی و تشکلهای صنفی (مانند معلمان و کارگران) صادر شده که بر لزوم تبدیل اعتصابات موضعی به یک «اعتصاب عمومی نامحدود» تأکید دارند .
برای گذار موفق از جمهوری اسلامی، ضروری است که اعتصابات بازار با اعتصاب در صنایع استراتژیک نظیر نفت، پتروشیمی و حملونقل ترکیب شود تا شریانهای اقتصادی حکومت قطع گردد.
ایجاد صندوقهای همبستگی برای حمایت از اعتصابکنندگان ایجاد شود تا توان ایستادگی در برابر فشارهای معیشتی افزایش یابد.
هماهنگی میدانی شبکهای از کمیتههای هماهنگی میان کارگران، دانشجویان و بازاریان شکل گیرد تا زمانبندی و مکانیسم اعتراضات را یکپارچه سازند.
با وجود گسترش اعتراضات، این جنبش هنوز به سطح سراسری و هماهنگ نرسیده است. اعتصابات بازار تهران و پیوستن ۱۰ دانشگاه به آن، گام مهمی است، اما برای تأثیرگذاری واقعی، نیاز به اعتصابات گستردهتر در صنایع کلیدی، حملونقل و بخشهای عمومی وجود دارد. در کردستان، که سابقه طولانی مقاومت دارد، اعتصابات میتواند نقش کاتالیزوری ایفا کند. کردستان با جمعیت جوان و آگاه خود، میتواند الگویی برای سایر مناطق باشد و با گسترش اعتصابات به معادن، کشاورزی و مرزها، فشار اقتصادی بر رژیم را چند برابر کند.
وضعیت بحرانی این روزها ثابت کرد که سرنوشت تمام ایرانیان، از کردستان تا تهران و از سیستان تا آذربایجان، به یکدیگر گره خورده است. کنگرهها و بیانیههای اخیر بر این نکته تأکید دارند که «سکوت، همدستی با سرکوب است» و تنها راه نجات، همبستگی تمامعیار حول محور گذار از جمهوری اسلامی است . خیزش دی ۱۴۰۴ فرصتی تاریخی است تا با درسگیری از تجربیات پیشین و با اتکا به نیروی عظیم اعتصابات سراسری، گامی نهایی به سوی دموکراسی و آزادی برداشته شود.
بدون اعتصابات سراسریتر، رژیم میتواند با سرکوب موضعی، جنبش را مهار کند. کردستان، به عنوان منطقهای با تجربه جنبشهای مسلحانه و غیرمسلحانه، میتواند با هماهنگی با سایر ملیتیها و طبقات، این خلأ را پر کند. حمایت احزاب کردی از حق اعتصاب و اعتراض، نشاندهنده پتانسیل بالای این منطقه برای رهبری جنبش است.
گذار از جمهوری اسلامی نیازمند همبستگی گسترده میان ملیت ها ، طبقات و جنبشهای مختلف است. اعتراضات اخیر، از جمله در مشهد و سبزوار که با شعارهای طرفدار رضا پهلوی همراه بود، نشان میدهد که تنوع ایدئولوژیک وجود دارد، اما هدف مشترک سرنگونی رژیم است. در کردستان، رد همزمان رژیم اسلامی و پهلوی، فرصتی برای گفتگوی فراگیر ایجاد میکند تا همه گروهها بر دموکراسی، برابری و حقوق اقلیتها تمرکز کنند.
همبستگی میتواند از طریق شبکههای اجتماعی، حمایت بینالمللی و اتحاد داخلی شکل گیرد. مادران عدالتجومادران و خانواده دادخواه ، که علیرغم تهدیدات رژیم به مبارزه ادامه میدهند، نماد این وحدت هستند. بدون این همبستگی، رژیم میتواند از تفرقه سوءاستفاده کند، همانطور که در گذشته کرده است. گذار موفق نیازمند ائتلاف کردها، فارسها، لرها و سایر اقوام برای ساختن ایرانی دموکراتیک و فدرال است، جایی که حقوق همه تضمین شود. روزهای اخیر، ایران را در آستانه تغییری بزرگ قرار داده است. اعتراضات و اعتصابات، به ویژه در کردستان، نشاندهنده خشم انباشته مردم است. برای موفقیت، اعتصابات باید سراسریتر شود و همبستگی، کلید گذار از جمهوری اسلامی باشد. این جنبش نه تنها اقتصادی، بلکه سیاسی است و میتواند به آزادی واقعی منجر شود. زمان اتحاد فرا رسیده؛ آینده ایران در دستان متحد مردم است.
آرام دیوارگر