آیا ترامپ به ایران حمله خواهد کرد؟ تحلیل سناریوهای احتمالی در سال ۲۰۲۶

با آغاز دومین سال از دور دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، سایه تنش میان واشینگتن و تهران بار دیگر بر منطقه سنگینی می‌کند. تحرکات نظامی اخیر در خلیج فارس، از جمله حرکت ناوگروه «آبراهام لینکلن» به سمت منطقه و اولتیماتوم‌های تند کاخ سفید، این پرسش حیاتی را ایجاد کرده است: آیا واقعاً جنگ در راه است یا این‌ها بخشی از یک بازی روانی بزرگ برای امتیازگیری است؟

در این مقاله، به بررسی ابعاد مختلف این تنش و سناریوهای پیش‌رو می‌پردازیم.

آیا ترامپ به ایران حمله خواهد کرد؟ تحلیل سناریوهای احتمالی در سال ۲۰۲۶

۱. دکترین ترامپ؛ فشار حداکثری

دونالد ترامپ ثابت کرده است که بیش از «جنگ‌افروزی»، به «معامله‌گری» تحت فشار علاقه دارد. او در سخنرانی‌های اخیر خود (ژانویه ۲۰۲۶) بارها تأکید کرده که تمایلی به درگیر کردن آمریکا در «جنگ‌های بی‌پایان» ندارد. با این حال، تفاوت دور دوم او با دور اول در چند نکته کلیدی است:

  • پیوند مسائل داخلی و خارجی: ترامپ برخورد با معترضان در ایران را به یک خط قرمز تبدیل کرده و تهدید کرده است که در صورت تکرار خشونت‌های گسترده، مداخله نظامی را کلید خواهد زد.
  • تسلیم راهبردی به جای تغییر رژیم: برخلاف برخی مشاوران تندرو، هدف ترامپ لزوماً سرنگونی نیست، بلکه کشاندن تهران به پای میز مذاکره برای توافقی است که برنامه هسته‌ای و موشکی را به‌طور دائمی محدود کند.

۲. محرک‌های احتمالی برای حمله نظامی

تحلیلگران معتقدند سه جرقه اصلی می‌تواند ترامپ را به سمت گزینه نظامی سوق دهد:

  1. عبور از خط قرمز هسته‌ای: ترامپ اعلام کرده است که اجازه بازسازی زیرساخت‌های هسته‌ای به شکلی که به سلاح منجر شود را نخواهد داد.
  2. تهدید جان اتباع یا مقامات آمریکایی: ادعاهای مربوط به تهدید علیه ترامپ، حساسیت او را به بالاترین حد رسانده است؛ تا جایی که هشدار داده در صورت هرگونه اقدام، «کل کشور را منفجر خواهد کرد».
  3. فشار متحدان منطقه‌ای: با توجه به همکاری‌های نزدیک نظامی میان تل‌آویو و واشینگتن، احتمال عملیات مشترک علیه سایت‌های نظامی ایران در صورت شکست دیپلماسی، بیش از هر زمان دیگری مطرح است.

۳. آرایش نظامی در خلیج فارس؛ بلوف یا واقعیت؟

استقرار ناوگان عظیم آمریکا در دی‌ماه ۱۴۰۴ (ژانویه ۲۰۲۶) در منطقه، همزمان دو پیام دارد:

  • بازدارندگی: جلوگیری از هرگونه اقدام تلافی‌جویانه ایران علیه منافع آمریکا یا اسرائیل.
  • گزینه‌سازی: ایجاد آمادگی برای «حملات جراحی‌شده» (محدود و دقیق) به جای یک جنگ تمام‌عیار زمینی.

نکته کلیدی: تجربه حمله به پایگاه عین‌الاسد در دوره اول و حملات متقابل ایران و اسرائیل در سال ۲۰۲۵ نشان داده است که هر دو طرف از هزینه‌های یک جنگ فراگیر آگاه‌اند. ایران نیز صراحتاً اعلام کرده است که هرگونه تجاوز را با «جنگ تمام‌عیار» در سراسر جهان پاسخ خواهد داد.

سناریواحتمال وقوعتوصیف کوتاه
تداوم وضعیت نه جنگ، نه صلحبالاافزایش تحریم‌ها، جنگ‌های سایبری و لفاظی‌های تند بدون درگیری مستقیم بزرگ.
حملات محدود و نقطه‌ایمتوسطضربه به تاسیسات پهپادی یا هسته‌ای توسط آمریکا یا اسرائیل برای فلج کردن توان تهاجمی ایران.
مذاکره تحت فشار (معامله بزرگ)متوسطبازگشت به میز مذاکره پس از یک دوره تنش بی‌سابقه؛ مدلی مشابه آنچه ترامپ با کره شمالی امتحان کرد.
جنگ تمام‌عیارپایینورود به یک درگیری گسترده که بعید است ترامپ به دلیل هزینه‌های اقتصادی و سیاسی به آن تن دهد.

آیا ماشه کشیده می‌شود؟

در حالی که لحن ترامپ تهاجمی‌تر شده و ناوهای او در نزدیکی سواحل ایران لنگر انداخته‌اند، واقعیت این است که او همچنان «مذاکره» را به «جنگ» ترجیح می‌دهد. ترامپ به دنبال پیروزی است که بتواند آن را در داخل آمریکا به عنوان یک دستاورد بزرگ بفروشد.

با این حال، پیش‌بینی‌ناپذیری او و وضعیت شکننده داخلی در ایران، سال ۲۰۲۶ را به یکی از پرمخاطره‌ترین سال‌ها در تاریخ روابط دو کشور تبدیل کرده است. در این میان، هرگونه خطای محاسباتی از سوی هر یک از طرفین، می‌تواند منطقه را به سوی انفجاری بزرگ پیش ببرد.